السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
515
تفسير الميزان ( فارسي )
روزى كه بهشت را به نزديك متقين مىآورند به فاصله اى كه دور نباشد ( 31 ) . اين است آنچه وعده اش را به شما و به هر توبه كارى كه احكام او را حفظ مىكند داده ( 32 ) . به هر كسى كه به غيب از خداى رحمان بترسد و با قلبى بيايد كه همواره به سوى خدا مراجعه مىكرده ( 33 ) . او را به سلامت داخل بهشت كنيد امروز روز جاودانه است ( 34 ) . و ايشان نه تنها هر چه بخواهند در اختيار دارند بلكه چيزهايى در اختيارشان خواهد بود كه از حيطه خواستشان بيرون است ( 35 ) . و چه بسيار از امتها كه قبل از اينان هلاك كرديم با اينكه از اينان نيرومندتر بودند و به داعى فرار از نيستى در بلاد ديگر رخنه مىكردند ( 36 ) . به درستى كه در اين معنا تذكرى است براى هر كس كه فهم داشته و گوش فرا دهد و حاضر باشد ( 37 ) . و چگونه تذكر نباشد با اينكه ما آسمانها و زمين و آنچه را بين آن دو است در شش روز بيافريديم و دچار خستگى هم نشديم ( 38 ) . بيان آيات آيه اولى از اين آيات تتمه حجتى است كه در آخر آيات قبلى بر علم و قدرت خداى تعالى اقامه كرده بود . و آن حجت عبارت بود از خلقت آسمانها و زمين و آنچه در آن دو از خلائق و تدابير است . آن تدبيرهايى كه كاملترين تدبيرها و تمامترين تدبيرها است . همه اين مذكورات مربوط مىشد به خلقت نخستين و نشاه نخستين ، آن گاه اين حجت را تكميل كرد با اشاره به اين جهت كه : آيا مگر ما از آن خلقت نخستين خسته شديم ؟ و از آن نتيجه مىگيرد كه آن خدايى كه قادر بود عالم را بدون الگو و براى اولين بار خلق كند ، قادر است كه در نشاه اى ديگر با خلقتى جديدش بيافريند ، و همان علمى كه در خلقت نخستين داشت ، در خلقت دوم نيز دارد ، چون هر دو در خلقت مثل همه ، وقتى برايش يكى از اين دو خلقت ممكن باشد ، دومى هم ممكن است ، و براى خلقت دومش مانند اولش نمونه اى نمىخواهد ، جز اينكه بگويد « باش » و همين كافى است كه عالم بار ديگر موجود شود ، « إِنَّما أَمْرُه إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَه كُنْ » آن گاه از بيان گذشته اعراض مىكند و مىفرمايد : با اينكه هر دو خلقت مثل هم